غوغـــــــــــــــــای سكوت

 

سه‌شنبه ٢٧ آبان ،۱۳۸٢

 

براستی در دنيای آنان چه ميگذرد؟

در دنيای مردمانی که در قالبی خارج از تو معنا می شوند

اما دنياشان تار و پودهای وجود تو را نيز به تاراج ميبرد

 

و در آخر هم تو را با هويتی از دست رفته تنها ميگذارند

به طوری که از منيت خويش بيزاری!!!

 

 اما... در دنيای آنان چه ميگذرد؟

آنان که شيفته ی دروغ اند

آنان که در سخنانت چيزی ديگر می يابند و تو را از به کار بردن کلماتی ساده منع ميکنند

کلماتی ساده چون: دوست داشتن......

و اين تو هستی که هم اکنون از بيان آنها  به ديوارها هم می هراسی ...چراکه دنيای آنان آنچنان تو را از خود بيگانه کرده که از ياد برده ای ساليان دراز, همين ديوارها همنشين شبهايت بوده اند ...و نظاره گر اشکهای بی پايانت...

 

باری در دنيای آنها هر چه ميخواهد بگذرد 

من بی تفاوت از همه ی افکارشان راه خود را پيش گرفته وهمان مسير خود را برای رسيدن به نور طی ميکنم...با همراه يا تــنـــــــــــها... فرقی نمی کند.

 

آری...در دنيای آنها هر چه می خواهد بگذرد...

 

آنانی که, مرا به خاطر حرفهايی که هزاران انسان ديگر نيز توانايی گفتنش را دارند می خواهند و زيبايی را در حرفهايی آرمانی که فراسوی اذهان عموم باشد می بينند,حرفهايی اکتسابی....

اما من زيبايی را در سادگی می بينم...در همين دنيای زشت بيرون که آنها بنا کرده اند...

در عشق...آری در همين کلمه ای که از بس در انزوای درون فرو رفته ايم ,از بيانش می هراسيم  

و ترجيح می دهيم به دور خود پيله ای از کلمات بکشيم و درون آن بپوسيم ، کلماتی که خود نيز باورشان نداريم...!!!

                     

مريم

پيام هاي ديگران ()

 

.........................................................................

عناوین مطالب وبلاگ

  :: سه‌شنبه ٢٧ آبان ،۱۳۸٢



+