غوغـــــــــــــــــای سكوت

 

چهارشنبه ۱٩ آذر ،۱۳۸٢

 

پيش از انکه واپسين نفس را بر آرم

پيش از انکه پرده فرو افتد ، پيش از پژمردن اخرين گل

بر آنم که زندگی کنم ، بر آنم که عشق بورزم ، بر آنم که باشم

در اين جهان ظلمانی ، در اين روزگار سرشار از فجايع  در اين دنيای پر از کينه

نزد کسانی که نيازمند منند و من نيازمند ايشانم کسانی که ستايش انگيزيد

تا دريابم ،شگفتی کنم ،بازشناسم: که ام ،که ميتوانم باشم ، که ميخواهم باشم...

تا روزها بی ثمر نمانند ،ساعتها جان يابند، لحظه ها گرانبار شوند

در سفرم به سوی تو ، به سوی خود، به سوی خــــــدا

                                   که هست ناشناخته، پرخار ،ناهموار

راهی که باری در ان گام ميگذارم .

... که قدم نهاده ام و سربازگشت ندارم...!!!

مريم

پيام هاي ديگران ()

 

.........................................................................

عناوین مطالب وبلاگ

  :: چهارشنبه ۱٩ آذر ،۱۳۸٢



+