غوغـــــــــــــــــای سكوت

 

جمعه ۱٦ امرداد ،۱۳۸۳

سکــــــوت

مـد سکوت را تماشا می کند که چطور ارام و بی وقفه بالا می ايد و از سينه و گردن و سرش ميگذرد و بعد لبالب و ارام ، بی هيچ موج کوتاه يا بلندی ، در انتظاری طولانی ، بی تاب می شود . تا وقتی که هق هق او مثل حباب هايی بالا می ايند و می ترکند.......




چه بگويم؟ سخنی نيست،
می وزد از سر اميد نسيمی
ليک ، تا زمزمه ای سازکند
در همه خلوت صحرا
به رهش
نارونی نيست

مريم

پيام هاي ديگران ()

 

.........................................................................

عناوین مطالب وبلاگ

سکــــــوت :: جمعه ۱٦ امرداد ،۱۳۸۳



+