غوغـــــــــــــــــای سكوت

 

دوشنبه ۱۳ شهریور ،۱۳۸٥

برای تو..

وقتی

فرو می رود

شهر

در هاله ی غبار

حتی بهار هم مسیرش را گم می کند.

قرنها،

زیر گردونه ای

از ابهام

آنچنان گیج می چرخیم

که فراموش می کنیم

ایستاده ایم..

که مرداب از سکون مرد.

بودنت

نه در امتداد آنچه بودی: 

اثباتی برای توانستن.

بلکه چنان که هستی:

زیبا،

با نهایت عشق و نفرتت،

در جستجوی فریادهای گم شده ی خویش..

در پی لمس آفتاب..

نگاه کن

شاخه های سپیدار

خم شده اند در کوچه

تا

حضور یگانه ای را دریابند..

مريم

پيام هاي ديگران ()

 

.........................................................................

عناوین مطالب وبلاگ

برای تو.. :: دوشنبه ۱۳ شهریور ،۱۳۸٥



+