ساده است نوازش سگی ولگرد

شاهد آن بودن که چگونه زیر غلتکی میرود

و گفتن که "سگ من نبود"

ساده است ستایش گلی

چیدنش و از یاد بردن که گلدان را آب باید داد.

ساده است بهره جویی از انسانی

دوست داشتنش بی احساس عشقی

او را به خود وا نهادن و گفتن

که دیگر نمیشناسمش...

ساده است لغزشهای خود را شناختن

با دیگران زیستن

به حساب ایشان

و گفتن که من اینچنینم

 ساده است که چگونه می زییم

 آری

 زیستن سخت ساده است

و پیچیده نیز هم...

 

 

/ 3 نظر / 21 بازدید
شوق

بنام حق با قدم های خسته، شبگرد آشنا، در کوچه های خلوت شهر، آرام آرام می رود. کوچه ها تاریک، خلوت، ساکت، خاموش. پنجره ها بسته. درها بسته. شهر در خود نشسته و سنگین خفته است. صدای باد، سکوت شب را یک لحظه می شکند. نگاه كن! شهر تاريكست. چراغي روشن نيست شب بخير! امشب! نامه اي براي امشب را بخوان!

پيام

بابا ابن کاره قشنگه نه؟: کنکورمو ريدم

مامتناما

نتانان نتتالن مناما