براستی در دنيای آنان چه ميگذرد؟<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

در دنيای مردمانی که در قالبی خارج از تو معنا می شوند

اما دنياشان تار و پودهای وجود تو را نيز به تاراج ميبرد

 

و در آخر هم تو را با هويتی از دست رفته تنها ميگذارند

به طوری که از منيت خويش بيزاری!!!

 

 اما... در دنيای آنان چه ميگذرد؟

آنان که شيفته ی دروغ اند

آنان که در سخنانت چيزی ديگر می يابند و تو را از به کار بردن کلماتی ساده منع ميکنند

کلماتی ساده چون: دوست داشتن......

و اين تو هستی که هم اکنون از بيان آنها  به ديوارها هم می هراسی ...چراکه دنيای آنان آنچنان تو را از خود بيگانه کرده که از ياد برده ای ساليان دراز, همين ديوارها همنشين شبهايت بوده اند ...و نظاره گر اشکهای بی پايانت...

 

باری در دنيای آنها هر چه ميخواهد بگذرد 

من بی تفاوت از همه ی افکارشان راه خود را پيش گرفته وهمان مسير خود را برای رسيدن به نور طی ميکنم...با همراه يا تــنـــــــــــها... فرقی نمی کند.

 

آری...در دنيای آنها هر چه می خواهد بگذرد...

 

آنانی که, مرا به خاطر حرفهايی که هزاران انسان ديگر نيز توانايی گفتنش را دارند می خواهند و زيبايی را در حرفهايی آرمانی که فراسوی اذهان عموم باشد می بينند,حرفهايی اکتسابی....

اما من زيبايی را در سادگی می بينم...در همين دنيای زشت بيرون که آنها بنا کرده اند...

در عشق...آری در همين کلمه ای که از بس در انزوای درون فرو رفته ايم ,از بيانش می هراسيم  

و ترجيح می دهيم به دور خود پيله ای از کلمات بکشيم و درون آن بپوسيم ، کلماتی که خود نيز باورشان نداريم...!!!

                     

/ 20 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مسافر ثانيه ها

سالهاست دچارش هستم. و چه سخت بود بيدلي را ، ساختن خانه اي در دل. و اين دل بينهايت، چه جاي كوچكي بود براي دل بيتابش. دلی اسير...... دلی حقير.......دلی کوير........ و اوست تنها باران تشنگی ها.... و اوست که می شکند سکوت مبهم غربت را... مرا سفر به کجا می برد؟..... به سفر می روم به خانه عشق....خداحافظ....

بچه مثبت

سلام/آری همين گونه بايد بود عاری از حرفهای عاريه ای

kalagh

Bogzar bemanand dar har roozeshan, har roozi ke roozha , hafte ha , mah ha , salha va gharnhast ke dar an tekrar mishavand , va agar yek rooz tebghe roozmaregi nabashand ( va shayad khodeshan ) khahand mord . harfhaye tekrari , ghanun , zabete , rabete , had ..... Delam gerefte , Delam ajib gerefte ....

kalagh

چشم تو زينت تاريکی نيست ُ پلکها را بتکان کفش به پا کن و بيا ...

حميد

آي آهالي دل اين دل چيست که به هر چيز دل مي دهيم به هرکس دل مي بازيم به هر بهانه اي آنرا مي شکنيم صفحه سفيد نگفته ها و چرک نوشته ي بد خواهي ها پاسدار رازهاست و منشا دروغها سراينده غمنامه ها و آوازه خوان شاديها باغ دوستها و باطلاق کينه توزيها آه که چه متاع بي ارزشي است دل در اين روزگار که به سادگي آنرا خرج مي کنيم دل ارزان مفروش اي اهل دل که به هر ارزش فروشي به همان قيمت در مقابل خواهي ستاند. پس بهتر که قيمتي بر آن گذاريم که در معامله روزگار پشيمان نشويم.

saeed

سلام... خيلی جالب بود... ولی اين رو بدون که دوست داشتن فقط با يه اشاره از نجوای دل معنا ميده ... البته کافيه که خودت بخوای... به کلبه عشق ما هم سر بزن . بای...

پ.م

بلاگ قشنگت غير از اون موسيقی متن دلنشين نوشته های زيبای را هم داره...دوست عزيز به ناچار ترجيح می دم همون پ.م بمونم!!! برات آرزوی موفقيت می کنم....

sara

شعر زيبايیست........با آرزوی موفقيت برای شما....

sara

سلام مريم جان اين متنت زيباست کلا وب لاگ قشنگی داری موفق باشی به ما هم سر بزنی خوشحال ميشم